تبليغاتX
به نام عشق زیبا ترین دروغ
گل بانو

رمضان مبارک

رمضان مبارک 
 
« رمضان از راه می رسد »
 

« دلهای خود را آماده پذیرائی از ماه مبارک رمضان کنیم »

 

اولین روز ماه مبارک رمضان را به مسلمانان تبریک می گوییم

 

خداوندا!

لذت مناجات را در تمام عمر، به خصوص در شب هاى قدر به ما بچشان

بارالها!

حلاوت تلاوت قرآن را هميشه خصوصا در شب هاى قدر به ما بچشان !

یا رئوف!

در شب قدر براى ما آن مقدر فرما كه براى علما، صلحا و اتقيا، مقدر فرمايى

خدايا!

ما را از تمام خيرات نازل شده در ماه رمضان و شب قدر كامياب گردان !

در اعمال مشتركه كه اين ماه است يعنى اعماليكه اختصاص بشب و روز معينى ندارد

بدانكه ماه رمضان بهترين ماهها است و نزد خدا و نسبت بحق تعالى دارد و درهاى جهنم در آن بسته و درهاى رحمت خدا و بهشت در آن باز و شياطين در غل و زنجيرند در آن . آن ماهى است كه مرد را خوانده اند بمهمانى الهى . نفسها در آن ثواب تسبيح و خوابها ثواب عبادت دارد و دعا در آن مستجاب است . پس بايد پيران را تعظيم كرد و كودكان را ترحم و خويشان را نوازش وصله بايد نمود. بر فقرا تصدق كرد و نگاه بايد داشت زبان و چشم و گوش را از چيزهائى كه نبايد گفت و ديد و شنيد و مهربانى كرد بر يتيمان . در اوقات نمازها دستها را بدعا بلند كرد كه بهترين ساعتها است و بايد سبك كرد پشتها را از بارهاى گناه بطول دادن سجده ها و بايد سعى كرد در افطار دادن به روزه داران كه هر كه مؤ منى را افطار دهد، ثواب بنده آزاد كردن دارد. بايد خلق را خوب كرد و خدمت غلام و كنيز را سبك كرد و شر خود را از مردم باز داشت . نماز بسيار بجا آورد و صلوات بايد بسيار فرستاد و قرآن تلاوت كرد زيرا كه يك آيه از قرآن ثواب يك ختم در ماه هاى ديگر دارد.

خداوند در اين ماه بسيارى از گناهكاران را ميآمرزد پس بايد هر كس سعى كند كه آمرزش الهى شامل حال او شود. همانا شقى آنكسى است كه محروم گردد از آمرزش خدا در اين ماه عظيم .

نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 ساعت 11:33 توسط گل بانو |

پدرم روزت مبارک(البته با تا خیر)

 

 

شاعر دنیا اگه من بودم
اغاز شعرم با کلام پدرم بود
تشنه تو صحرا من اگه بودم
آب حیاتم تو دست پدرم بود
وای اگه گندم پوست تنم بود
اون که با دستاش منو می کاشت پدرم بود
ریشه ام رو تو خاک می ذاشت پدرم بود
پدر جونه پدر روحه پدر دین و ایمونه
پدر خسته پدر بیزار
از این دنیای دیوونه
از این دنیای دیوونه
از این دنیای دیوونه
پدر نوره پدر امید پدر عشقه که می مونه
پدر خندون ولی گریون
از این دنیای دیوونه
از این دنیای دیوونه
از این دنیای دیوونه
تنها دلیل زندگیم روزت مبارک

عزیزترینم :

پوزش من  را بپذیر از اینکه یه مقدار دیر این روز بزرگ رو بهت تبریک گفتم و نیومدم کنارت

 و سر مزارت منزلگاه همیشگیت جای که که جاویران خفته ای.  تا چند شاخه

گلی تقدیمت کنم به رغم همه زحمت های بی پایانی که تو این سا لها برام کشیدی

و بوسه بزنم به اون دست های که همیشه از بوییدن و بوسیدن و لمس کردنش  عا جزم .

این روز مقدس رو بهت شاد باش بگم به خاطر همه و همه همه اون شب ها و روزهایی که

بی خوابی کشیدی خستگی کشیدی امه هیچ وقت لبخند از صورتت محو نشد .

اشتبا هات منو نادیده گرفتی منو بخشیدی و گفتی عزیزم دخترم دوستت دارم.

اما من هیچ وقت فرصت اینو نکردم که این جمله  رو بهت بگم

افسوس می خورم

اخه خودت می دونی که چه گرفتاری برام پیش اومده بود پس بازم منو ببخش

ببخش

حلا لم کن

 
 
 
بچه تر که بودم نزدیکای روز پدر که میشد می رفتم و به یه بهونه ای ازش پول می گرفتم، خیال می کردم می تونم سرش رو گول بمالم و طوری که متوجه نشه واسه چی پول می خوام، ازش پول بگیرم. اون می دونست ولی به روم نمیاورد و می گفت بابا جون چقدر پول می خوای؟
ولی وقتی می رفتم واسش کادو بخرم، هر چی فکر می کردم که از چی خوشش میاد، یا به چی احتیاج داره، هیچی به ذهنم نمی رسید، واسه همین همیشه خریدن هدیه براش، خیلی کار سختی بود، انگار از بس که همه چیز رو واسه ما خواسته بود، خودش دیگه به هیچی احتیاج نداشت
وقتی کادوش رو بهش می دادیم، حتی اگه می دید کادوش تکراریه، یا ارزش مادیش کمه، به روم نمیاورد و آنچنان با ذوق و شوق از کادوش تعریف می کرد که خیال می کردم بهترین کادوی دنیا رو واسش خریدم و احساس غرور میکردم. بعدش بهمون عیدی می داد، به من و داداش و مامانم، روز اون بود ولی بهمون عیدی میداد چون بابا بود
بابا خیلی بزرگوار بود
 
شبا که می شد، می رفتم بالشم رو میذاشتم کنار بالشش، ولی سرم رو روی بالش نمیذاشتم، میذاشتم روی بازوی قویش و خودم رو می چسبوندم به بغلش و می گفتم بابا قصه بگو
شروع می کرد به قصه گفتن و من توی تاریکی اتاق، غرق رویاهام میشدم و کلمه هاش توی ذهنم تبدیل به رنگ و صدا می شد و من خودم رو توی قصه هاش می دیدم. ولی همیشه وسط قصه خوابش می برد، و من که نمی فهمیدم صبح تا شب کار کردن و دویدن برای گردوندن زندگی یعنی چی، اینقده تکونش می دادم و صداش می کردم تا بیدار شه و بقیه قصه رو واسم بگه
بابا خیلی مهربونه...
 
 بزرگتر که شدم بابا رفت سفر یه سفر خیلی دور دوره دور
 
 
وقتی می خواست بره، من کنارش بودم ، من بغض کرده بودم و اشکام میومد، ولی نمی خواستم بابا ناراحت بشه، واسه همین نمیذاشتم اشکام رو ببینه، ولی چشمای اشکیم از زیر نگاه پر
از محبتش گم نشده بود.
 
 
امشب به بچه هایی فکر می کنم که باباشون  مثل بابای من رفته پیش خدا، بچه هایی که باباشون از جبهه ها برنگشت، بچه هایی که باباشون پیششون نیست، بچه هایی که باباشون مریضه، بچه هایی که باباشون جانباز و شیمیاییه
امشب به باباهایی فکر می کنم که از توی بهشت مواظب و نگران بچه هاشونن، باباهایی که پاره تنشون رو از دست دادن، باباهایی که قلبشون از بهشت بزرگتره، ولی دستشون تنگه و شرمنده بچه هاشون هستن، باباهایی که امشب هم سر کارن و نمی تونن پیش بچه هاشون باشن
قلبم رو با خدا صاف می کنم و از ته قلبم برای همه باباها و همه بچه های دنیا دعا می کنم
دعا می کنم باباهایی که پیش خدا هستن و همچنین با بای خودم ، امشب و تا همیشه سر سفره لطف و محبت ابدی خدا بشینن و خدا مواظب بچه هاشون باشه
دعا می کنم خدا همه باباها رو پیش بچه هاشون برگردونه، با دل شاد و دست پر
دعا می کنم خدا نگهدار و حافظ همه باباهای دنیا، و همه بچه های دنیا، و باباهای شما، و بابای من  که دیگه پیشم نیست بردتش پیش خودش باشه
بابای خوبم، تو امید و پشت و پناه و عشق منی
دعا می کنم که دختر خوبت باشم
تا ابد دوستت دارم
روزت مبارک
_________________
 
شادی روی تو
ای دیده به دیدار تو شاد
باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست
تازه
عطر افشان
گلباران باد
 

بي تو ديو وحشت

هر زمان مي دردم

بي تو احساس من از زندگي بي بنياد

واندر اين دوره بيدادگريها هر دم

كاستن . كاهيدن . كاهش جانم . كم كم

 

 

پدر اي تنها بهانه زندگيم :

وقتي مي خوام ازت حرف بزنم قلمم عاجز مي شه

چون تنها بهانه زندگي ام هستي

آخرين بهانه وابستگي ام به اين دنيا بي ارزش ....

پدر تنها پشت و پناهم چگونه بر دستانت بوسه برنم و بگويم چقدر دوستت دارم ؟

وقتي از دنيا دلم مي گيره اشكهايم را برايت به ارمغان مي اورم مي دانم طاقتش را نداري

وقتي با دستان مردانه و پر مهرت اشكهايم را پاك مي كردی ارام ميگرفتم باورم مي شود هنوز كسي 

هست که..........

پدر پدر پدر نمي دانم چه بگويم چطور عشق و علاقه ام را ابراز كنم تنها بهانه ام ...

وقتي به رفتن فكر مي كنم بهانه اي مي شوي براي ماندنم !

 با اینکه نیستی اما خا طراتت همیشه در :

ذهنم جاویدان است و تحمل كردن اين دنياي لعنتي ...

هميشه برايم باش كه لحظه اي بي تو نمي مانم ...

دوستت دارم دارم ....دارم ...دارم ...به قدر جانم ...

هيچ كس نمي تواند علاقه ام را به تو درك كند.....

پدرم كوه صبرو گذشتم ....روزت مبارك با تمام وجودم بهت افتخار مي كنم

 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387 ساعت 15:7 توسط گل بانو |

نشانه های عاشق شدن !چگونه می توان عشق حقیقی را تشخیص داد ؟ نکته ی آسان برای رمانتیک بودن؟ راز عشق

 

نشانه های عاشق شدن؟؟

**************

شما با افراد بسیاری برخورد كرده و در تماس بوده ایــد، اما اخیـرا" بـا شـخـصـی روبـرو شـده ایـد كـه احـســـاس متفاوتی نسبت به وی دارید ولی مطمئن نیستید كه او همان شخصی است كه دنبالش بوده اید. برای رسیدن به جواب خود در این قـسـمـت ۹ عـلامـتـی كـه نـشـان میدهد عاشق او شده اید را می خوانید.

 

نشانه ۹:

نمی توانید به او فكر نكنید

فكر شما سـراسـر از یـاد و انـدیـشـه او اسـت. بـی دلیـل به فـكر شـما مـی آید و از خود میپرسید  كه آیا به اندازه نصف اندازه ای كه به او فكر میكنید، او به شما فكر میكند؟ در شگفتید كه در ذهن او چه میگذرد یا حتی فكر تماس گرفتن با او به سرتان میزند (اما بدلیل ترس از نپذیرفتن او از این كار خودداری میكنید.)

اما وضعیت وخیم تر می شود. با دوسـتان خـود بیرون میروید و به چیزی در ویترین مغازه نگاه می كنید و به این می اندیشیـد كه او تـا چه اندازه به آن شیء بخصوص علاقه مند است.

اگر او آخرین چیزی است كه پیش از خواب به فكر شما می آید و اولیـن چیـزی اسـت كه بعد از بیدار شدن به ذهن شـما خطور می كند - و حتی چندین بار رویای او را دیده اید، دیگر لازم نیست ادامه این مقاله را بخوانید تا بفهمید عاشق شده اید یا نه (البته برای اطمینان بیشتر ادامه دهید.)

 

نشانه ۸:

برای او اهمیت قائلید

اگر عاشق كسی باشید، دوست دارید هـمـه چـیز درمورد او بدانید: اینكه او كیست؟ به چی فكر میكند و چه چیز او را می خنداند. به او و احساساتش واقعا" اهمیت میدهید.

اگر بفردی علاقه حقیقی داشته باشید، اگر او روز بدی داشته باشد و یا بخاطرموضوعی ناراحت باشد، شما نیز غمگین و پریشان میشوید.

 

نشانه ۷:

شخصیت و خصوصیاتش برای شما فریبنده و دلربا است

حركات او هنگام غذا خوردن، قدم زدن، صحبت كردن و همچنین عادتهایش در انجام كارهابرای شما  شادمانی فراوانی به دنبال خواهد داشت.

او چیزهایی می گوید كه باعث تمایزش با دیگران می شود، و شما این را دوست دارید. علتش را نمی دانید ولـی دانـسـتـنـش نـیـز بـرایـتان اهـمیتی ندارد. شما او را به همین صورتی كه هست دوست دارید.

 

نشانه ۶:

ارتباط تنگاتنگی با او دارید

شما نمی توانید عاشق كسی باشید كه با او هیچ تناسخی نداشته باشید. اگر شمـا و او در یك طول موج قرار داشته، و عقاید مشابهی دارید، این یك نشانه محكم محسوب میگردد. هم فكر بودن در مسائل گوناگون، گرفتن تصمیمات مشابه و یكسان حاكی از آن است كه میتوانید عاشق او باشید.

 

نشانه ۵:

افراد دیگر، زیاد به چشمتان نمی آیند

با اینكه ممكن است نتوانید از براندازكردن یك زن (یا مرد) زیبا كه از كنار شما رد میشود صرفه نظر كنید، هنگامیكه عاشق باشید، دیگر رادار شما برای رد یابی دیگران خوب كار نكرده و بقیه در مقایسه با فرد مورد علاقه شما جالب نخواهند بود. به علاوه مانند قبل تمایلی به گپ زدن با جنس مخالف نخواهید داشت.

به تدریج احساس خواهید كرد كه او تنها فرد مورد توجه شما در یك جمع است و كسی است كه به دنبالش بوده اید.

 

نشانه ۴:

عاشق وقت گذراندن با او هستید

این مسئله ای واضح ولی در عین حال با اهمیت است. شما به دنبال دیــدن او هستید و مهم نیست كه هر دوی شما چه كار خواهید كرد. اخیرا" قـدم زدن بـا او، زیـبا ترین راه گذراندن یك بعد از ظهر است. به علاوه وقتی كه از او دورید، آرزو می كنید كه پیش شما بود.

 

نشانه ۳:

مطابق با میل او رفتار میكنید

سعی می نماییـد با اینكه برخی از كارها مثل رفتن به كتابخانه یا نمایـشگاه برای شما خوشایند نـیسـت، ولـی بـخاطـر خـواسـتـه او بدون جبهه گیری و مخالـفـت به انجام آنها میپردازید. متوجه خواهید شـد كه خـود را با امیال و برنـامه های او وفــق داده و در موارد گوناگون همراهیش می كنید.

 

نشانه ۲:

اولویتهای دیگر، عقب نشینی میكنند

شما عادت كردید ظهر ها به باشگاه ورزشی برویـد، امـا اگـر او بـرای نـهار وقـت داشـت، ترجیح میدهید با هم به رستوران بروید. شما دیـگر مـانند گذشته آن آدم سخت كوشی نیستید كه كارهای ناتمام خود را آخر هـفـتـه ها با خودش بـه خـانه مـی آورد تـا آنـها را انجام دهد بجایش ترجیح میدهید آخر هفته خود را با او بگذرانید.

لیست كارهای روزانه كه همیشه اصرار در انجام دادن آنها داشتید، اكنون به علت با او بودن دیگر رونقی ندارد و توجهی به آن نمی شود.

 

نشانه ۱:

شما به آینده ای فكر میكنید كه او نیز جزئی از آن است

در ذهنتان با او آینده ای نامحدود دارید. این آینده فقط محدود به آخر این هفته نیمشود بلكه سالیان سال ادامه خواهد یافت. وقتی برای سفر بعدی خود برنامه ریزی میكنید، به این فكر میكنید كه برای ماه عسل با او خواهید بود. هنگامیكه برای سه ماه بعد به یك جشن عروسی دعوت میشود، با اینكه سه ماه مانده، از اكنون از او می خواهید كه همراه شما در آن مراسم شركت كند

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

چگونه می توان عشق حقیقی را تشخیص داد ؟؟

**********************************

شما از طریق اینترنت با کسی آشنا می شوید، هر روزی که سپری میشود خاطره های شما بیشتر و بیشتر شده و نسبت به هم علاقمند می شوید. اما چگونه می توانید تشخیص دهید که آیا واقعا عاشق شده اید یا رابطه شما تنها به دلیل یک جاذبه موقتی است؟

یک انسان در طول زنـدگی خـود به طور میانگین حداقل 4 مـرتبه عـاشق مـیشود. اما آیا واقعا هر 4 مرتبه، عشق او حقیقی است؟ ما در این قسمت علائم مربوط به عشق، احترام و ارتباط را بـاشما در میان مـی گـذاریـم تـا قـادر به تصمیم گیری باشید و تشخیص دهید که آیا فردی که با او قرار ملاقات می گذارید شخص مورد نظر شما هست یا خیر.

1- ارتباط
وجود صداقت در رابطه جزء ضروریات به شمار می رود، همچنین پیش از آنکه به کسی تعهد بدهید باید سعی کنید که در ابتدا او را به خوبی بشناسید. شما تا چه حد یکدیگر را می شناسید؟ آیا فقط در مورد مسائل جنسی با یکدیگر صحبت می کنید؟

نقاط قوت:

  • شما در مورد تمام مسائل زندگی از قبیل مال و ثروت، فرزند، چیزهایی که از آن وحشت دارید و آرزوهایتان با یکدیگر صحبت می کنید.
  • شاید با هم بحث کنید، اما در آخر به مصالحه دست پیدا می کنید.
  • در مورد احساساتتان با یکدیگر صادق و روراست هستید.

نقاط ضعف :

  • شما تنها رنگ مورد علاقه و نام مجله ای را که او می خواند، می دانید و از طرح سوالات عمیق تر پرهیز می کنید زیرا تصور می کنید که او جواب شما را نخواهد داد و یا می ترسید که پاسخ او مطابق میل شما نباشد.
  • کمتر اتفاق می افتد که احساساتتان را با یکدیگر در میان بگذارید به همین دلیل پس از گذشت مدت زمان کوتاهی هر دوی شما اظهار نا امیدی کرده و رفته رفته تنفر و رنجش جایگزین مهر و محبت می شود.
  • هیچ یک از شما حاضر به بخشیدن دیگری نیست.

2- عشق
یک رابطه سالم و یا ازدواج بدون وجود عشق برای مدت زمان زیادی دوام ندارد. آیا رابطه شما بر اساس عشق و علاقه بنا نهاده شده است یا اینکه فقط خودتان را به بازی گرفته اید؟

نقاط قوت:

  • در زمان بروز هر نوع بحرانی، بدون توجه به نتیجه کار، در کنار هم می ایستید.
  • از خود گذشتگی نشان می دهید تا بتوانید طرف مقابل خود را شاد کنید.
  • صادق و راستگو هستید و چیزی را از یکدیگر پنهان نمی کنید.
  • از نظر عاطفی، جسمی، روحی و ذهنی با یکدیگر همخوانی دارید.
  • جدا از بحث عاشقی، دوست های خوبی نیز برای یکدیگر هستید.

نقاط ضعف:

  • در زمان بروز مشکلات هر کس راه خودش را پیش می گیرد.
  • شریک شما غیر قابل اطمینان است و نسبت به جنس مخالف خود نظر دارد.
  • تا زمانیکه نتوانید حقیقت را پیدا کنید او به شما دروغ می گوید.
  • سازگاری عاطفی و جسمی و روحی ناچیزی بین شما دو نفر وجود دارد.
  • در شرایط مختلف نسبت به شما وفادار نیست.


3- احترام

رابطه عاطفی بر اساس رفاقت، احترام و پذیرفتن یکدیگر بنا نهاده می شود. زمانیکه احترامی وجود نداشته باشد، شک و بد گمانی جایگزین اعتماد و احترام شده و به مرور زمان تنفر و بیزاری به تارو پود رابطه شما نفوذ پیدا می کنند.

نقاط قوت:

  • شما از عیوب شریک خود آگاه  هستید و برخی از اشتباهات را قبول می کنید.
  •  علایق شخصی و هویت اصلی یکدیگر را تشویق و حمایت می کنید.
  • برای گوش کردن به نقطه نظرات یکدیگر وقت می گذارید.

نقاط ضعف:

  • در مقابل دیگران از هم انتقاد می کنید.
  • شریکتان به شما اجازه نمی دهد که بر اساس علایق شخصی تان عمل کنید و همیشه کلیه رفتارهای شما را زیر نظر دارد.
  • شما دائما بر روی معیارهایی که از یکدیگر انتظار دارید مشاجره می کنید.
  • شما نمی توانید اشتباهات یکدیگر را ببخشید یا/و فراموش کنید.

از نوع ارتباط خود آگاه باشید و برخورد معقولی از خود نشان دهید. اگر نمی توانید آنرا پرورش دهید پس شاید زمان ترک آن فرارسیده باشد. اما اگر احساس می کنید که رابطه شما محکم و پا بر جاست، می توانید با کمک گرفتن از عشق دو طرفه، احترام و ارتباط آنرا مستحکم تر نمایید.

 

نه نکته ی آسان برای رمانتیک بودن ؟؟

*******************

برای مدتها دوستان و خوانندگان با وفـای ایـن سـایـت یـك سؤال را بیش از دیگر سؤالات پـرسیده اند: چگونه میتوان رمانتیك بود؟

فكر میكنم باید بیش از هزار بـار به این سـؤال پاسـخ داده باشم، ولی گویا باز هم باید توضیح بدهم. این بار تصمیم دارم از همه تجربیات، اسرار و پیشنهاداتـی كـه در چـنـتـه دارم برایتان بنویسم و امیدوارم كه مفید واقع شوند.

همه میتوانند انجام دهند:

بسیاری از افراد بطور خدادادی دارای استعداد برای انجام رفتارهای رمانتیك می باشند. حتی بی احساس ترین انسانها نیز می توانند میز شام رمانتیكی را تدارك دیده، بدون دلیلی خاص گـل بـه خـانه آورده و یا به یكباره شروع به تحسین و تمجید از همسرشان بنمایند.

در زیر پیشنهادات ساده ای ارائه شده اند كه براحتی و بدون زحـمت بـسیـار مـی توانید همسر خود را تحت تاثیر قرار دهید. برای اینكار آماده شوید.

 

لیستی را تهیه كنید:

لیستی از مناسبتهای گوناگـون از قـبـیل تـاریخ اولیـن روزی كه همدیگر را ملاقات كردید، سالروز ازدواج و تاریخ تولد، را تهیه نمایید. در ایـن روزهـا كـمی آب و رنگ به زندگی خود دهید. غذایی مخصوص درست نمایید (و یا سـر راه از بـیـرون تـهیه كنید). برای او كارت تبریك خریده و یا نامه ای كوتاه برایش بنویسید تا بفهمد كه فراموشش نكرده اید.

 

بسلامتی او بنوشید:

هنگامی كه سر میز شمام می نشینید، بـسلامـتی هم بنوشید. حتما نباید مشروبات الكلی باشد، یك لیوان آب خـنـك یـا چـای نـیـز هـمـان كـار را انـجـام می دهد. جمله ای عاشقانه به او گفته و به سلامتی آن بنوشید.

 

جلو رفته و او را نوازش كنید:

از قدرت نوازش استفاده كرده تا خاطره ای ماندگار را برای او در طول روز باقی بـگـذاریـد. چنین چیزی نیست كه بگوییم برای بوسیـدن هنـگام خـداحافـظی و رفتـن از خـانه وقـت و نیز زمان برگشتن، وقت نداریم. همـچـنـیـن در آغـوش كشـیدن یـكـدیـگر بـعد از یك روز پردغدغه عملی در خور تقدیر است.

 

یك آلبوم عكس تهیه كنید:

همیشه عكس بگیرید. دوربـیـن خـود را فـقط برای روزهای تعطیل و مناسبت های خاص مورد استفاده قرار ندهید. آلبوم عكسی از زنـدگی روزمـره خـود ایـجاد نـمـایـید. هر دوی شما بعدها گرمی لحظات با هم بودن را هنگامی كه به آن تصاویر نگاه میكنید، تحسین خواهید كرد.

 

از چیزهای جالب نوت برداری كنید:

هر روز چیزی را برای او كنار بگذارید. یك مـقاله شنیدنی از روزنامه، لینكی در یك سایت و یا داستانی كه در محل كارتان شـنـیـده ایـد. او از ایـنـكه در طـول مـدت روز بـه فـكـرش بوده اید از شما قدر دانی خواهد كرد.

 

فكور باشید:

هر روز كاری فكورانه برای وی انـجـام دهـیـد. از درسـت كـردن یـك اسـتكان قهوه گرفته تا چسباندن یك یادداشت عاشقانه به كیف او و یا قـرار دادن شـكـلات مـورد عـلاقـه اش در كنار بالش پیش از وقت خواب. هر فردی عاشق برخورد با چیزهای غافل گیرانه رومانتیك می باشد.

 

به سر و وضع خود برسید:

بگـذاریـد شـمـا را در بـهـتـرین حالت ببیند. ایـن اشـتـبـاه اسـت كه فقط هنگام ملاقات با غریبه ها آراسته و مرتب بـاشـیم. اغـلب زنان دوست دارند همسرشان را تمیز، مرتب و در شیك ترین لباسها ببینید.

 

در مورد خلق و خوی خود با او صحبت كنید:

با او صادقانه در مورد احساسات خود صحبت كنید. اگر دچار استرس یا ناملایمات زندگی می باشید، آنها را با او مطرح كنید. همسرتان صادقت شما را تحصین نموده و وقـتـی با ناراحتی وارد منزل می شوید، آن را یك مسئله شخصی تلقی نخواهد نمود.

 

در مورد اتفاقات روز بحث كنید:

در كنار هم نشسته و اتقافاتی را كه در طی روز برایتان رخ داده، بـازگـو نـمایید. گذراندن وقت جدا از هم باعث میگردد كه بیشتر یكدیگر را تحسین نمایید...

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

راز عشق در احترام متقابل است.

احساسات متغیر اند، اما احترام دو طرف ثابت می ماند.

اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است،

با احترام به نظریاتش گوش کن.

احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد.



راز عشق در این است که
به یکدیگر سخت نگیرید.
عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است

راز عشق در خوش مشربی است.
شوخی با دیگران را فراموش نکن، در ضمن
مراقب شوخی هایت هم باش.
شوخی نا پسند نکن. شوخی باید از روی حسن
نیت باشد ،نه نیشدار.

راز عشق در این است که
در سکوت دست یکدیگر را بگیرید.
کم کم یاد می گیرید که بدون کلام رابطه برقرار کنید

راز عشق در این است که
 در وجود یکدیگر عاشق خدا باشید،
تا همواره علی رغم همه اشتباهات،
تشنه رسیدن به کمال باشید،
چرا که بشر همواره علی رغم موانع فراوان،
سعی میکند به سمت آرمان های جاودانه حرکت کند

راز عشق در این است که
هر روز کاری کنی که شریک زندگی ات را
خوشحال کند،
کاری مثل دادن هدیه ای کوچک، تحسین،
لبخندی از روی محبت.
نگذار که جویبار محبت از کمی باران، بخشکد

--------------------------------------------------------راز عشق؟؟؟--------------------------------------------------------

صمیمیت,شور و هیجان و تعهد
Love = Intimacy + Passion + Commitment

شور و هیجان:
:passion

از احساس و عا طفه انسانی نشات می گیرد.تمایل و جذبه ای كه احساس را در گیر می كندو انسان احساس نزدیكی روحی و روانی با دیگری را تجربه می نماید.شور و هیجان ,در واقع تجربه یكسان گونه دو نفر در باب تمایلات عاطفی و احساسی نسبت به یكدیگر است كه به صورت لبخندها,شادی ها,بی تفاوتیها ,حسرت ها,غمها و دلخوریها  تبلور می یابد.

صمیمیت:
:intimacy

از دو پایه عقل و احساس ریشه می گیرد .صمیمیت را می توان همگونی و تجانس با دیگری دانست كه عقل ,تفكر و اندیشه بر ان صحه می گذاردو جاری شدن احساس را مشروعیت  می بخشد.در اینجا شاهد امیزه ای زیبا از عقل و احساس هستیم. اشتراك كار امد عقل و احساس.

تعهد:
:commitment

احساس انجام وظیفه نسبت به دیگریست.ادمی خویش را ملزم به انجام امور,تكالیف و وظایفی می داند كه منجر به بهینه شدن شرایط برای دیگری گردد.تعهد در واقع احساس ضرورت  تلاش و كوشش برای بهتر شدن شرایط دیگریست.

در واقع "عشق" در جامعه شناسی یعنی آن ارتباط اجتماعی كه در همان حال كه چهره و قیافه دیگری از شور و هیجان بر می انگیرد, عقل به همگونی شخصیت ها مهر تایید زند و ضرورت التزام فراهم سازی شرایط مطلوب برای رشد طرفین, در آن ارتباط احساسی جریان یابد.

در بسیاری روابط ما شاهد تبلور یك یا دو تا از ویژگیهای مطرح شده به طور مجزا هستیم كه متاسفانه به خطا عشق گفته شده اند.

نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387 ساعت 10:28 توسط گل بانو |

مادرم روزت مبارک

 

 

مادر!

 واژه ای دوست داشتنی و خوشبو

!!! به خوشبویی گام های زیبای مادران!!!

 مادر! خالق روی زمین من!

 مادر!

 فرشته ی زمینی من!

مادر! مهربانترین بعد از خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مادر!

 عشق! محبت! فداکاری!

 وای وای مادر مادر!

 واقعا این کلمه غیر قابل توصیفترین و عزیزترین کلمه ی دنیا است!!!

مادر زیباترین موجود روی زمین است

مادر فرشته ایست از جا نب خدا

مادرم

نامت مقدس است

 چهرهات مقدس است

لبخندت مقدس است

که باعث می شود رو حم بخواهد به پرواز در آید

همه شب ها و روزها در کنارم بودی و ازم مراقبت می کردی

عشق من مادرم

ولی منت هرگزآن را نفهمیدم

و امروز دیگر خیلی دیر شده است.

مادرم ای عشق من

مرا ببخش مرا حلال کن

و امروز دیگر تنهای تنها هستم و با شرمساری بسیار و

تو دیگر در کنارم نیستی

به خاطر سا لها و روزهایی که با عث رنج تو شدم

ای کاش می توانسم یک بار دیگر در آغوشت آرام گیرم

مادر بی تو هیچم

تو خورشیدی بودی که روز مرا روشن می کردی

حا لا چه کسی اشک هایم را پاک می کند؟

ای کاش آنچه را که حالا می دانم قبلا هم می دانستم

مادرم بی تو هیچم

بی تو ای مادر عزیزم مثل ابرها اشگ ریختم

رسول خدا گفته که بهشت زیر پای توست

و اکنون نیستی بخواب مادر عزیزم

وقتی که رفتی من تنهای تنها شدم و با غصه و غم ها

ساختم

و به یاد آن روزهای افتادم که تو را آزردم

مادر حلالم کن مرا ببخش

تو تکیه گاه من بودی در تمام لحظات زندگیم

و اکنون اشک هایی به خاطر نبود تو جاری شده نگاه کن

مادرم حلالم کن

روز تولد همسر علی شاه مردان دخت پیغمبر و اسوه

فدا کاری مادر حسن و حسین بر تمام مادران و زنان

مبارک باد.

مادرم اکنون در این روز مقدسی که در انتظار است

نیستی تا تو را در آغوش بگیرم و روزت را صمیصمانه

تبریک بگم باید برای دیدن بیام سر مزارت

و از روی خروارها خاک این رئز رو تبریک بگم و به خاطر

همه زحمتهایی که برایم کشیدی ازت تشکر کنمو عذر خواهی

کنم برای تمام رنجیدن های تو مادرم حللم کن.

در این روز مقدس به دیدارت میام با یه سبد گل بنفشه که

خیلی دوست داشتی و هزاران بئسه بر سر مزلرت و قطرات

اشکی که بر سنگ مزارت می ریزه این روز بزرگ رو تبریک

بگم و خاکتو به جای اغوش گرمت در برم بگیرم.

و اشک حسرت بریزم

مادرم یه فطعه شعر برات سرودم می خوام بخونم برات

همیشه دوسست داشتم و دارم و خواهم داشت

عزیز ترینم:

انتظار دیدنت این گوشه غریب

چشمم به آسمان هزاران ستاره نیست

تنها ستاره ی همه شبهای من توئی



توفیق دیدنت آیا میشود

بار دگر میسرم اینجای بی کجا؟

یا با خودم به گور برم آرزوی آن

لعنت بر آن که ز تو کرده ام جدا



امروز روز توست

کجائی تو مادرم

تا سر به دامن پر مهر تو نهم

هرچند که بیست ز عمرم گذشته است

اما هنوز

کودک کم سال تو منم

یک نصیحت خواهرانه به تمام عریزانی که این پست منومی خونن دارم :

قدر پدر و مادر این دو فرشته گرانبها رو بدونید که روزی مثل من حسرت

۱ ثانیه دیدنشون رو نخورید که فقط بگین روزت مبارک و دوستتون دارم

 

با تشکر گل بانو


 

 

 

 

نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387 ساعت 18:19 توسط گل بانو |

منا جات با خدا.........

 

 به نام او كه رنگ مي زند بر تمام بي رنگي ها

 

خدايا با تو حرف دارم. حرفهايي كه شايد گفته ام و تو نشنيده اي. هزاران بار در خلوت خود تو  را خوانده ام.اينبار مي خواهم بنگارم اين حكايت قديمي را.

 

خدايا چه ساده و بي ريا پيشتر آسمان دلم آبي بود. اما چه گذشت كه امروز آسمان دلم ابري و مه آلود است.مانند آنكه سالهاست آبي آسمان به مهماني او نيامده. چه بگويم كه عاشقي مرا وادار به حياتي كرد كه باورش بر اين دل خسته دشوار بود. چه گذشت بر اين دل وامانده

 

تو بگو چه بنويسم. سعي كردم تا تمام عاشقي را برايت ساده تعريف كنم. تا برايت آرام زمزمه كنم حديث عاشقي را.اما نفهميدم شايد تعريف من هيچگاه به گوش تو نرسد. شايد ميان تعريف من و تو هزاران فرسنگ فاصله باشد.

 

چه بنويسم برايت كه گفتن بيهوده من و شنيدن بيهوده تو. كه عاشق را وجود معنا كرده ايم اما عشق  عشق در آيين من يعني سرسپردن. من گمان مي بردم عشق و وعاشقي حرمتي دارد به اندازه دريا،به بلنداي تك ستاره آسمان. باور كن گمان مي بردم در آيين من حرف و حديث عاشقي اين گونه معنا شده  عشق حديث جنون است و حكايت ديوانگي.

 

 

اما شايد خود نفهميده ام عشق را  چه بگويمت كه تمام ناگفته ها را پيش از آنكه بر ذهنم بگذرد بر آن آگاهي.

 

اينهمه سال گفتم و تو ندانستي حال غريبم را. اما باور كن من مانده ام و هزاران حرف ناگفته به تو.

 

حرف هايي كه در صندوقچه دلم مانده و سالهاست گرد و وغبار بر رويش نشسته. اما... اما كسي را نيافتم تا آن را بگشايد و غبار چندين ساله را بتكاند.تنها تو را  داشته ام تا برايش از ناگفته ها بگويم هرچند شايد آنها را نشنوي. اما نااميدم نكن و بگذار به حقيقت بپيوندد اين آرزويم كه صدايم را مي شنوي بر حال غريبم چاره اي مي انديشي

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 ساعت 15:36 توسط گل بانو |

غم و شادی

 

 

غم و شادی

در دستانم دو جعبه دارم كه خدا آنها را به من هديه داده است.
او به من گفت:
غمهايت را در جعبه سياه و شادي هايت را در جعبه طلايي جمع كن.
من نيز چنين كردم و غمهايم را در جعبه سياه ريختم و شادي هايم را در جعبه طلايي !
با وجود اينكه جعبه طلايي روز به روز سنگين تر مي شد اما از وزن جعبه سياه كاسته مي شد !
در جعبه سياه را باز كردم و با تعجب ديدم كه ته آن سوراخ است!!!
جعبه را به خدا نشان دادم و گفتم : پس غمهاي من كجا هستند؟!
خداوند لبخندي زد و گفت: غمهاي تو اين جا هستند، نزد من!
از او پرسيدم: خدايا،‌ چرا اين جعبه ها را به من دادي؟
چرا اين جعبه طلايي و اين جعبه ي سياه سوراخ را؟
و خدا فرمود:
بنده ي عزيزم، جعبه ي طلايي مال آنست كه قدر شاديهايت را بداني و جعبه سياه، تا غمهايت را رها كني!

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 ساعت 0:28 توسط گل بانو |

پیشا پیش سا لگرد ازدواجتون مبارک

 

مامان عزیزم باز جمعه بود و دلم برات تنگید اما امروز که پیشت بودم خیلی حا لم بهتر شد

انگار خیلی وقت بود پیشت نبودم خیلی اشک ریختم برای نبو دت وای امروز حس کردم

واقعا پیشتم احساس کردم داری گوش می دی داری حرفامو می شنوی نمی دونم چه

از روزی که رفتی هر وقت واسه تو نامه نوشتم واسه بابا هم نوشتم اما نمی دونم چرا

امروز با تو در دو دلم میاد از بابا هم عذر خواهی می کنم همین جا می بوسم روی نازشو

نمی خوام ازم دلگیر شه اما مامان دیدی بعضی وقتها دخترها با ما مانشون حرفشون

میاد دوست دارن سرشونو بزارن رو شونه های مامانشون های هی گریه کنند دستهای

مامانشونم بگیرن و با همون دستها یه دنیا حرف با هم بزنن تو چماش  نگا کنن و با نگاه

دوستت دارم دستای نازشو بگیرن و بزارن رو قلب قلبش که بشنون این قلب فقط به

خاطر مادر هست که می تپه .......

بی انصا فی نمیکنم با با بیشتر دختر ها رو لوس می کنن 

اما امروز دلم هوای تو رو کرده بود خیلیییییییییی

راستی سلاممنو به بابا هم برسون خیلی بوسش هم بکن وای بابامعذرت می خوام

پیشا پیش  سالگرد ازواجت هزاران بار مبارک ا

 

وای که چه دلم گرفته بود.............................

 

آینده کودک بسته به تربیت پدر و مادر است.»

  • ویکتور هو گو
  • «استوارتر از همه پیوندها، پیوندی است که در میان مادر و فرزند برقرار است.»
  • سعید نفسی
  • «اگر مادر نباشد، جسم انسان ساخته نمی‌شود و اگر کتاب نباشد، روح انسان پرورش نمی‌یابد.»
    • «ای پدر و مادر، ای گم‌شدگان عزیز، من همه‌چیز خود را به شما مدیون هستم.»
  • «ای مادر، تو مانند ستاره مقدس در آسمان ابدیت، ثابت و درخشان خواهی ماند.»
  • «این یک قاعده کلی است که همهٔ مردان برجسته، عوامل برتری خود را از مادرانشان به ارث می‌برند.»
  • «با پدر و مادر خود چنان رفتار کن که از فرزندان خود توقع داری.»
  • «بچه‌ها تا کوچکند به ‌پدر و مادرشان مهر می‌ورزند، وقتی بزرگ شدند آن‌ها را به‌ محاکمه می‌کشند و گاهی نیز مورد عفو قرار می‌دهند.»
  • «تار و پود روح مادر را از مهربانی بافته‌اند.»
  • «تمام دخترها مثل مادرشان می‌شوند، چه فاجعه بزرگی برای دختر‌ها؛ هیچ مردی مثل مادرش نمی‌شود، چه فاجعه بزرگی برای پسرها.»
  • «در هرجا نیک و بد اعمال کودک مربوط به مادر است.»
  • «سرنوشت آینده یک کودک همیشه کار مادر است.»
  • «صالح‌ترین فرزندان آن‌هایی هستند که با اعمال خود باعث افتخار پدر و مادر خود شوند.»
  • «کنار امیر دراز می‌کشم. حالا نه برایش زنم، نه مادر، نه خواهر. هیچ ربطی به هم نداریم.»
  • «کمال زن در مادری است، زنی که مادر نیست، موجود ناقصی است.»
  • «مادر آهن‌ربای قلب و ستاره قطبی چشم کودک است.»
  • «مادر، سازنده جهان و تابلوی آفریدگار است.»
  • «مادر شاهکار طبیعت است.»
  • «مادرشدن مرحلهٔ کمال زن است.»
  • «مادر یگانه موجودی است که حقیقت عشق پاک را می‌شناسد.»
  • «مردان همانند که مادرانشان ساخته‌اند، آیا می‌شود از یک کارگاه کرباس‌بافی خواست که شال کشمیر ببافد؟»
  • «من از عشق بدم می‌آید برای این‌که یک‌بار عاشق شدم و مادرم را فراموش کردم.»
  • «می گویند: احتیاج مادر اختراع است! اما مادربزرگ بدبختی هم هست.»
  • «زادگاه مرد، مادر دوم اوست.»
  • «هروقت مادر فاسد شد، نسل نیز فاسد میگردد.»
  • «هیچ‌چیز به قدر دیدن یک مادر با بچه‌اش روح‌پرور نیست و هیچ‌چیز حس حرمت و تقدیس ما را هنگام تماشای مادری‌ که بچه‌هایش وی را احاطه کرده‌اند، بیدار نمی‌کند.»
  • «هیچ‌گاه در زندگی نمی‌توانید محبتی بهتر، بی‌پیرایه‌تر و واقعی‌تر از محبت مادر خود بیابید.»
  • «یک مادر خوب به صد استاد و آموزگار می‌ارزد.»

[ویرایش] ضرب‌المثل

  • «برای همه مادره، برای ما زن بابا.»
  • «بهشت زیر پای مادران است.»
  • «پدر و مادر هرقدر که پیر باشند، وجودشان به ز عدم.» ضرب‌المثل ایتالیایی
  • «پستان مادرش را گاز گرفته.»
  • «تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب انتخاب کن!» ضرب‌المثل چینی
  • «تا گوساله گاو شه، دل مادرش آب شه.»
  • «دایه از مادر مهربان‌تر را باید پستان برید.»
  • «دختر تنبل، مادر کدبانو را دوست داره.»
  • «دختری (عروسی) که مادرش تعریف بکنه برای آقادائیش خوبه.»
  • «زن تا نزائیده دلبره، وقتیکه زائید مادره.»
  • «سوسکه از دیوار بالا میرفت مادرش میگفت: قربون دست و پای بلوریت.»
  • «سیاست پدر و مادر ندارد.»
  • «عروسی که مادرشوهر نداره اهل محل مادرشوهرشند.»
  • «عزیز مادر.»
  • «کسی که با مادرش زنا کنه، با دیگران چه‌ها کنه.»
  • «مادر آزادگان کم آرد فرزند.»
  • «مادر بچه‌اش را به خواب نمی‌تواند ببیند.»
  • «مادر به اسم بچه، می‌خورد قند و کلوچه.»
  • «مادر دزد گاهی سینه می‌خورد، گاهی سینه می‌زند.»
  • «مادر را دل سوزد، دایه را دامن.»
  • «مادر، عاشق بی‌عار است.»
  • «مادر که نیست، با زن‌پدر باید ساخت.»
  • «مادرمرده را شیون میاموز.»
  • «مادر نسوخت، مادراندر سوخت.»
  • «مادر و میهن هرکسی از آسمان هم بزرگتر است.» ضرب‌المثل هندی
  • «مادر هفت‌تا.»
  • «میان گریه‌کنندگان، گریه مادر عیان است.» ضرب‌المثل عربی
  • «وقتی مادر نباشه با زن‌بابا باید ساخت.»
  • «هزار سیلی مادر را در ازای یک بوسه از مادر خریدارم.» ضرب‌المثل ارمنی
  • «یکی گفت: مادرم را می‌فروشم. گفتند: مگر کسی مادرش را هم می‌فروشد؟ گفت: قیمتی می‌گم که نخرند.»

[ویرایش] مادر در شعر فارسی

  • «از درختی که مام بالا رفت// دخت بر شاخ نیز غیژد تفت// گفت و خوش گفت پیر برزیگر// این‌چنین دختـر آن‌چنان مادر// سـری آنسان سزای این پنجه// به چنان دیگ، لایق این کمچه»
  • «به زاد و بوم جی اندر شتافتم از ری// چنان به شوق، که کودک به جانب مادر// سواد شهر صفاهان چو گشت سرمه چشم// به هرچه دید دگرگونه آمدش به نظر// شکسته‌باره از این پیش بود و تنگ‌فضای// کنون درست و قوی‌باره است و پهناور»
  • «پسر! رو قدر مادر دان که دایم// کشد رنج پسر بی‌چاره مادر// برو بیش از پدر خواه‌اش که خواهد// تو را بیش از پدر بی‌چاره مادر// نگه‌داری کند نُه ماه و نُه روز// تو را چون جان به بر بی‌چاره مادر// سپس چون پا گرفتی، تا نیفتی// خورد غم بیش‌تر بی‌چاره مادر// به مکتب چون روی تا بازگردی// بود چشمش به در بی‌چاره مادر// نبیند هیچ‌کس زحمت به دنیا// ز مادر بیش‌تر، بی‌چاره مادر// تمام حاصلش از زحمت این است// که دارد یک پسر بی‌چاره مادر»
  • «جوانی سر از رأی مادر بتافت// دل دردمندش به آذر بتافت// چو بیچاره شد پیشش آورد مهد// که ای سست‌مهر فراموش عهد// نه گریان و درمانده بودی و خرد// که شب‌ها ز دست تو خوابم نبرد// تو آنی که از یک مگس رنجه‌ای// که امروز سالار و سرپنجه‌ای»
  • «چو از سر بگذرد سیل خطرمند// نهد مادر به زیر پای، فرزند»
  • «چه كنی در كنار مادر خو// آخر ای نازنين كم از دو دو»
  • «چه می‌شد آخر ای مادر اگر شوهر نمی‌کردم // گرفتار بلا خود را جه می‌شد گر نمی‌کردم
گر از بدبختیم افسانه خواندی داستان‌گویی به بدبختی قسم کان قصه را باور نمی‌کردم »


  • «داد معشوقه به عاشق پیغام// که کند مادر تو با من جنگ// مادر سنگ‌دلت تا زنده‌است// شهد در کام من و توست شرنگ// عاشق بی‌خرد ناهنجار// نه بل آن فاسق بی‌عصمت و ننگ// حرمت مادری از یاد ببرد// خیره از باده و دیوانه ز بنگ// رفت و مادر را افکند به خاک// سینه بدرید و دل آورد به چنگ// دید کز آن دل آغشته به خون// آید آهسته برون این آهنگ// آه دست پسرم یافت خراش// آخ پای پسرم خورد به سنگ»
  • «رنج کشد مادر از جفای پسر لیک// آن‌چه کشیده است هیچ رنج نداند// مادر بی‌چاره هرچه طفل کند بد// راندن او را ز خویشتن نتواند// شیرهٔ جان گر بود به کاسهٔ مادر// زان نچشد تا به طفل خود نچشاند»
  • «ز مادر، برهنه رسیدم فراز// برهنه به خاکم سپارند باز»
  • «ز هرکدام پژوهش کنی ز باب و نیا// جواب ندهد جز به نام مادر و خواهر// بدان صفت که تفاخر به نام مام کند// کس ار ز باب پژوهش نماید از استر»
  • «سعی استاد به کار ِ تو نه چون سعی منست// دایه هرقدر بود خوب، نگردد مادر»
  • «گویند مرا چو زاد مادر// پستان به دهان ‌گرفتن آموخت// شب‌ها بر گاهواره من// بیدار نشست و خفتن آموخت// لبخند نهاد بر لب من// بر غنچه گل شکفتن آموخت// دستم بگرفت و پا به پا برد// تا شیوهٔ راه‌رفتن آموخت// یک حرف و دو حرف بر زبانم// الفاظ نهاد و گفتن آموخت// پس هستی من ز هستی اوست// تا هستم و هست دارمش دوست»
  • «من آن‌ساعت که از مادر بزادم// به دام مهر و چنگ مه فتادم»
  • «نژاد تو، تو خود دانی كه چون است// به هنگام بلندی سرنگون است// تو از گوهر همی مانی به استر// چو پرسند ازتو، فخرآری به مادر»
  • «نشود مرد پردل و صُعلوک// پیش مامان و بادریسه و دوک»
نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387 ساعت 17:49 توسط گل بانو |

وصیت نامه ام به شرح زیر می باشد :::::

 

وصیت نامه ام به شرح زیر می باشد :::::


قبر مرا نیم متر كمتر عمیق كنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیكتر باشم.

بعد از مرگم، انگشت‌های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت‌نگاری قرار دهید.

به پزشك قانونی بگویید روح مرا كالبدشكافی كند، من به آن مشكوكم!

ورثه حق دارند با طلبكاران من كتك‌كاری كنند.

عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اكیدا ممنوع است.

بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا كنم.

كارت شناسایی مرا لای كفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!

مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.

روی تابوت و كفن من بنویسید: این عاقبت كسی است كه زگهواره تا گور دانش بجست.

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنید!

كسانی كه زیر تابوت مرا می‌گیرند، باید هم قد باشند.

شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبكاران ندهید.

گواهینامه رانندگیم را به یك آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.

در مجلس ختم من گاز اشك‌آور پخش كنید تا همه به گریه بیفتند.

از اینكه نمی‌توانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می‌طلبم.

به مرده شوی بگویید مرا با چوبك بشوید چون به صابون و پودر حساسیت دارم.

چون تمام آرزوهایم را به گور می‌برم، سعی كنید قبر مرا بزرگ بسازید كه جای جسدم باشد 

 

نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387 ساعت 13:47 توسط گل بانو |

آیا می دانستید (4)

 

سلام عزیزانم بازم آو مدم با یه آیا می دانبد جدید پوزش من رو برای اینکه دیر به دیر آپ می کنم

پذیرا باشین از همه شما عزیزان نهایت تشکر و قدردانی رو دارم که به وبلاگ کوچیک من سر می زنید

نظر میدین و منو با نقطه نظرهای قشنگتون خو شحال می کنید  و بازم منتظر نظرهای شما دوستان

برای بهتر شدن هستم.

 دوستدار  شما

گل بانو

آیا می دانستید (4)

اسبها قادرند در حالت ایستاده بخوابند.

کانگروها قادرند 3 متر به سمت بالا و 8 متر به سمت جلو بپرند.

قلب میگو در سر آن واقع است.

گونه ای از خرگوش قادر است 12 ساعت پس از تولد جفت گیری کند.

یک کوه آتشفشان قادر است ذرات ریز و گرد وغبار را تا ارتفاع 50 کیلومتری به فضای اطراف پرتاب کند.

دارکوب ها قادرند 20 بار در ثانیه به تنه درخت ضربه بزنند.

سالانه 500 فیلم در امریکا و 800 فیلم در هند ساخته می شود.

آدولف هیتلر گیاهخوار بوده است.

تمامی پستانداران به استثنای انسان و میمون کور رنگ هستند.

عمر تمساح بیش از 100 سال است.

تمام قوهای کشور انگلیس جزو دارایی های ملکه انگلیس هستند.

موریانه ها قادرند تا 2 روز زیر آب زنده بمانند.

مزه سیب، پیاز و سیب زمینی یکسان است. و تنها بواسطه بوی آنهاست که طعم های متفاوتی می یابند.

فیلها قادرند روزانه 60 گالن آب و 250 کیلو گرم یونجه مصرف کنند.

جغدها قادر به حرکت دادن چشمان خود در کاسه چشم نیستند.

80 درصد امواج مایکرو ویو تلفنهای همراه بوسیله سر جذب می گردد.

قد فضانوردان هنگامی که در فضا هستند 5 تا 7 سانتی متر بلندتر می گردد.

جلیغه ضد گلوله، برف پاک کن شیشه خودرو و پرینتر لیزری همگی اختراعات زنان می باشند.

موز پر مصرف ترین میوه کشور امریکا می باشد.

 

نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387 ساعت 15:45 توسط گل بانو |

جملاتی درباره ازدواج

 

جملاتی درباره ازدواج

تا قبل از ازدواج فقط مرگ مي تواند دو عاشق دلداده را ازهم جدا کند
اما بعد از ازدواج تقريبا هر چيزي مي تواند سبب جدايي آنان شود!
- سامرست موام

مجردان بيشتر از متاهلين درباره زنان اطلاع دارند چون اگر نداشتند آنها هم ازدواج مي کردند!
- اچ.ال.منکن

قبل از ازدواج، مرد قبل از خواب به حرف هايي مي انديشد که شما گفته ايد اما بعد از ازدواج، مرد قبل از اين که شما حرف بزنيد به خواب مي رود!
- هلن رولان

هيچ گاه ازدواج نکردم چون سه حيوان خانگي داشتم که دقيقا نقش يک شوهر را به تناوب برايم ايفا مي کردند. يک سگ داشتم که هر روز صبح غرغر مي کرد. يک طوطي داشتم که تمام بعد از ظهر بد و بيراه مي گفت و يک گربه که هميشه دم دمهاي صبح به خانه بازمي گشت!
- ماري کورلي

اگر مي خواهي براي يک روز معذب باشي مهمان دعوت کن. اگر مي خواهي يک سال عذاب بکشي پرنده نگه دار و اگر مي خواهي مادام العمر در عذاب باشي ازدواج کن!
- ضرب المثل چيني

ازدواج، سطل آشغال احساسات است.
- لرد ويول

مرد به زن: عزيزم ممنونم ازت! تو اعتقاد به دين رو به زندگيم آوردي!
چون من قبل از ازدواج معتقد بودم جهنم اصلا وجود نداره!

 

نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387 ساعت 15:34 توسط گل بانو |

td width="559" height="40" background="http://www.blogfa.com/layouts/bsky/index_17.gif">

بزرگترین چت روم ایرانیان در سایت بازارسیاه.کامbazarsiyah.com