پیشا پیش سا لگرد ازدواجتون مبارک
مامان عزیزم باز جمعه بود و دلم برات تنگید اما امروز که پیشت بودم خیلی حا لم بهتر شد
انگار خیلی وقت بود پیشت نبودم خیلی اشک ریختم برای نبو دت وای امروز حس کردم
واقعا پیشتم احساس کردم داری گوش می دی داری حرفامو می شنوی نمی دونم چه
از روزی که رفتی هر وقت واسه تو نامه نوشتم واسه بابا هم نوشتم اما نمی دونم چرا
امروز با تو در دو دلم میاد از بابا هم عذر خواهی می کنم همین جا می بوسم روی نازشو
نمی خوام ازم دلگیر شه اما مامان دیدی بعضی وقتها دخترها با ما مانشون حرفشون
میاد دوست دارن سرشونو بزارن رو شونه های مامانشون های هی گریه کنند دستهای
مامانشونم بگیرن و با همون دستها یه دنیا حرف با هم بزنن تو چماش نگا کنن و با نگاه
دوستت دارم دستای نازشو بگیرن و بزارن رو قلب قلبش که بشنون این قلب فقط به
خاطر مادر هست که می تپه .......
بی انصا فی نمیکنم با با بیشتر دختر ها رو لوس می کنن
اما امروز دلم هوای تو رو کرده بود خیلیییییییییی
راستی سلاممنو به بابا هم برسون خیلی بوسش هم بکن وای بابامعذرت می خوام
پیشا پیش سالگرد ازواجت هزاران بار مبارک ا
وای که چه دلم گرفته بود.............................
آینده کودک بسته به تربیت پدر و مادر است.»
- ویکتور هو گو
- «استوارتر از همه پیوندها، پیوندی است که در میان مادر و فرزند برقرار است.»
- سعید نفسی
- «اگر مادر نباشد، جسم انسان ساخته نمیشود و اگر کتاب نباشد، روح انسان پرورش نمییابد.»
- «ای پدر و مادر، ای گمشدگان عزیز، من همهچیز خود را به شما مدیون هستم.»
-
- «ای مادر، تو مانند ستاره مقدس در آسمان ابدیت، ثابت و درخشان خواهی ماند.»
- «این یک قاعده کلی است که همهٔ مردان برجسته، عوامل برتری خود را از مادرانشان به ارث میبرند.»
- «با پدر و مادر خود چنان رفتار کن که از فرزندان خود توقع داری.»
- «بچهها تا کوچکند به پدر و مادرشان مهر میورزند، وقتی بزرگ شدند آنها را به محاکمه میکشند و گاهی نیز مورد عفو قرار میدهند.»
- «تار و پود روح مادر را از مهربانی بافتهاند.»
- «تمام دخترها مثل مادرشان میشوند، چه فاجعه بزرگی برای دخترها؛ هیچ مردی مثل مادرش نمیشود، چه فاجعه بزرگی برای پسرها.»
- «در هرجا نیک و بد اعمال کودک مربوط به مادر است.»
- «سرنوشت آینده یک کودک همیشه کار مادر است.»
- «صالحترین فرزندان آنهایی هستند که با اعمال خود باعث افتخار پدر و مادر خود شوند.»
- «کنار امیر دراز میکشم. حالا نه برایش زنم، نه مادر، نه خواهر. هیچ ربطی به هم نداریم.»
- «کمال زن در مادری است، زنی که مادر نیست، موجود ناقصی است.»
- «مادر آهنربای قلب و ستاره قطبی چشم کودک است.»
- «مادر، سازنده جهان و تابلوی آفریدگار است.»
- «مادر شاهکار طبیعت است.»
- «مادرشدن مرحلهٔ کمال زن است.»
- «مادر یگانه موجودی است که حقیقت عشق پاک را میشناسد.»
- «مردان همانند که مادرانشان ساختهاند، آیا میشود از یک کارگاه کرباسبافی خواست که شال کشمیر ببافد؟»
- «من از عشق بدم میآید برای اینکه یکبار عاشق شدم و مادرم را فراموش کردم.»
- «می گویند: احتیاج مادر اختراع است! اما مادربزرگ بدبختی هم هست.»
- «زادگاه مرد، مادر دوم اوست.»
- «هروقت مادر فاسد شد، نسل نیز فاسد میگردد.»
- «هیچچیز به قدر دیدن یک مادر با بچهاش روحپرور نیست و هیچچیز حس حرمت و تقدیس ما را هنگام تماشای مادری که بچههایش وی را احاطه کردهاند، بیدار نمیکند.»
- «هیچگاه در زندگی نمیتوانید محبتی بهتر، بیپیرایهتر و واقعیتر از محبت مادر خود بیابید.»
- «یک مادر خوب به صد استاد و آموزگار میارزد.»
- «برای همه مادره، برای ما زن بابا.»
- «بهشت زیر پای مادران است.»
- «پدر و مادر هرقدر که پیر باشند، وجودشان به ز عدم.» ضربالمثل ایتالیایی
- «پستان مادرش را گاز گرفته.»
- «تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب انتخاب کن!» ضربالمثل چینی
- «تا گوساله گاو شه، دل مادرش آب شه.»
- «دایه از مادر مهربانتر را باید پستان برید.»
- «دختر تنبل، مادر کدبانو را دوست داره.»
- «دختری (عروسی) که مادرش تعریف بکنه برای آقادائیش خوبه.»
- «زن تا نزائیده دلبره، وقتیکه زائید مادره.»
- «سوسکه از دیوار بالا میرفت مادرش میگفت: قربون دست و پای بلوریت.»
- «سیاست پدر و مادر ندارد.»
- «عروسی که مادرشوهر نداره اهل محل مادرشوهرشند.»
- «عزیز مادر.»
- «کسی که با مادرش زنا کنه، با دیگران چهها کنه.»
- «مادر آزادگان کم آرد فرزند.»
- «مادر بچهاش را به خواب نمیتواند ببیند.»
- «مادر به اسم بچه، میخورد قند و کلوچه.»
- «مادر دزد گاهی سینه میخورد، گاهی سینه میزند.»
- «مادر را دل سوزد، دایه را دامن.»
- «مادر، عاشق بیعار است.»
- «مادر که نیست، با زنپدر باید ساخت.»
- «مادرمرده را شیون میاموز.»
- «مادر نسوخت، مادراندر سوخت.»
- «مادر و میهن هرکسی از آسمان هم بزرگتر است.» ضربالمثل هندی
- «مادر هفتتا.»
- «میان گریهکنندگان، گریه مادر عیان است.» ضربالمثل عربی
- «وقتی مادر نباشه با زنبابا باید ساخت.»
- «هزار سیلی مادر را در ازای یک بوسه از مادر خریدارم.» ضربالمثل ارمنی
- «یکی گفت: مادرم را میفروشم. گفتند: مگر کسی مادرش را هم میفروشد؟ گفت: قیمتی میگم که نخرند.»
[ویرایش] مادر در شعر فارسی
- «از درختی که مام بالا رفت// دخت بر شاخ نیز غیژد تفت// گفت و خوش گفت پیر برزیگر// اینچنین دختـر آنچنان مادر// سـری آنسان سزای این پنجه// به چنان دیگ، لایق این کمچه»
- «به زاد و بوم جی اندر شتافتم از ری// چنان به شوق، که کودک به جانب مادر// سواد شهر صفاهان چو گشت سرمه چشم// به هرچه دید دگرگونه آمدش به نظر// شکستهباره از این پیش بود و تنگفضای// کنون درست و قویباره است و پهناور»
- «پسر! رو قدر مادر دان که دایم// کشد رنج پسر بیچاره مادر// برو بیش از پدر خواهاش که خواهد// تو را بیش از پدر بیچاره مادر// نگهداری کند نُه ماه و نُه روز// تو را چون جان به بر بیچاره مادر// سپس چون پا گرفتی، تا نیفتی// خورد غم بیشتر بیچاره مادر// به مکتب چون روی تا بازگردی// بود چشمش به در بیچاره مادر// نبیند هیچکس زحمت به دنیا// ز مادر بیشتر، بیچاره مادر// تمام حاصلش از زحمت این است// که دارد یک پسر بیچاره مادر»
- «جامهٔ مرگاش آسمان دوزد// هرکه اندر زمین ز مادر زاد»
- «جوانی سر از رأی مادر بتافت// دل دردمندش به آذر بتافت// چو بیچاره شد پیشش آورد مهد// که ای سستمهر فراموش عهد// نه گریان و درمانده بودی و خرد// که شبها ز دست تو خوابم نبرد// تو آنی که از یک مگس رنجهای// که امروز سالار و سرپنجهای»
- «چو از سر بگذرد سیل خطرمند// نهد مادر به زیر پای، فرزند»
- «چه كنی در كنار مادر خو// آخر ای نازنين كم از دو دو»
- «چه میشد آخر ای مادر اگر شوهر نمیکردم // گرفتار بلا خود را جه میشد گر نمیکردم
- گر از بدبختیم افسانه خواندی داستانگویی به بدبختی قسم کان قصه را باور نمیکردم »
- «داد معشوقه به عاشق پیغام// که کند مادر تو با من جنگ// مادر سنگدلت تا زندهاست// شهد در کام من و توست شرنگ// عاشق بیخرد ناهنجار// نه بل آن فاسق بیعصمت و ننگ// حرمت مادری از یاد ببرد// خیره از باده و دیوانه ز بنگ// رفت و مادر را افکند به خاک// سینه بدرید و دل آورد به چنگ// دید کز آن دل آغشته به خون// آید آهسته برون این آهنگ// آه دست پسرم یافت خراش// آخ پای پسرم خورد به سنگ»
- «رنج کشد مادر از جفای پسر لیک// آنچه کشیده است هیچ رنج نداند// مادر بیچاره هرچه طفل کند بد// راندن او را ز خویشتن نتواند// شیرهٔ جان گر بود به کاسهٔ مادر// زان نچشد تا به طفل خود نچشاند»
- «ز مادر، برهنه رسیدم فراز// برهنه به خاکم سپارند باز»
- «ز هرکدام پژوهش کنی ز باب و نیا// جواب ندهد جز به نام مادر و خواهر// بدان صفت که تفاخر به نام مام کند// کس ار ز باب پژوهش نماید از استر»
- «سعی استاد به کار ِ تو نه چون سعی منست// دایه هرقدر بود خوب، نگردد مادر»
- «طبع می گر بود نشاطانگیز// چه عجب، زنگی است مادر او»
- «فرزند ز مادر است خرسند// بیگانه کجا و مهر مادر»
- «گویند مرا چو زاد مادر// پستان به دهان گرفتن آموخت// شبها بر گاهواره من// بیدار نشست و خفتن آموخت// لبخند نهاد بر لب من// بر غنچه گل شکفتن آموخت// دستم بگرفت و پا به پا برد// تا شیوهٔ راهرفتن آموخت// یک حرف و دو حرف بر زبانم// الفاظ نهاد و گفتن آموخت// پس هستی من ز هستی اوست// تا هستم و هست دارمش دوست»
- «من آنساعت که از مادر بزادم// به دام مهر و چنگ مه فتادم»
- «نژاد تو، تو خود دانی كه چون است// به هنگام بلندی سرنگون است// تو از گوهر همی مانی به استر// چو پرسند ازتو، فخرآری به مادر»
- «نشود مرد پردل و صُعلوک// پیش مامان و بادریسه و دوک»
- «هست مامات اسب و بابا خر// تو مشو تر چو خوانمت استر»
- «همیشه بوده هنر کودک اصفهان مادر// اگر نبود صفاهان نبود فضل و هنر»

نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387 ساعت 17:49 توسط گل بانو
|