تبليغاتX
به نام عشق زیبا ترین دروغ - پدرم روزت مبارک(البته با تا خیر)
گل بانو

پدرم روزت مبارک(البته با تا خیر)

 

 

شاعر دنیا اگه من بودم
اغاز شعرم با کلام پدرم بود
تشنه تو صحرا من اگه بودم
آب حیاتم تو دست پدرم بود
وای اگه گندم پوست تنم بود
اون که با دستاش منو می کاشت پدرم بود
ریشه ام رو تو خاک می ذاشت پدرم بود
پدر جونه پدر روحه پدر دین و ایمونه
پدر خسته پدر بیزار
از این دنیای دیوونه
از این دنیای دیوونه
از این دنیای دیوونه
پدر نوره پدر امید پدر عشقه که می مونه
پدر خندون ولی گریون
از این دنیای دیوونه
از این دنیای دیوونه
از این دنیای دیوونه
تنها دلیل زندگیم روزت مبارک

عزیزترینم :

پوزش من  را بپذیر از اینکه یه مقدار دیر این روز بزرگ رو بهت تبریک گفتم و نیومدم کنارت

 و سر مزارت منزلگاه همیشگیت جای که که جاویران خفته ای.  تا چند شاخه

گلی تقدیمت کنم به رغم همه زحمت های بی پایانی که تو این سا لها برام کشیدی

و بوسه بزنم به اون دست های که همیشه از بوییدن و بوسیدن و لمس کردنش  عا جزم .

این روز مقدس رو بهت شاد باش بگم به خاطر همه و همه همه اون شب ها و روزهایی که

بی خوابی کشیدی خستگی کشیدی امه هیچ وقت لبخند از صورتت محو نشد .

اشتبا هات منو نادیده گرفتی منو بخشیدی و گفتی عزیزم دخترم دوستت دارم.

اما من هیچ وقت فرصت اینو نکردم که این جمله  رو بهت بگم

افسوس می خورم

اخه خودت می دونی که چه گرفتاری برام پیش اومده بود پس بازم منو ببخش

ببخش

حلا لم کن

 
 
 
بچه تر که بودم نزدیکای روز پدر که میشد می رفتم و به یه بهونه ای ازش پول می گرفتم، خیال می کردم می تونم سرش رو گول بمالم و طوری که متوجه نشه واسه چی پول می خوام، ازش پول بگیرم. اون می دونست ولی به روم نمیاورد و می گفت بابا جون چقدر پول می خوای؟
ولی وقتی می رفتم واسش کادو بخرم، هر چی فکر می کردم که از چی خوشش میاد، یا به چی احتیاج داره، هیچی به ذهنم نمی رسید، واسه همین همیشه خریدن هدیه براش، خیلی کار سختی بود، انگار از بس که همه چیز رو واسه ما خواسته بود، خودش دیگه به هیچی احتیاج نداشت
وقتی کادوش رو بهش می دادیم، حتی اگه می دید کادوش تکراریه، یا ارزش مادیش کمه، به روم نمیاورد و آنچنان با ذوق و شوق از کادوش تعریف می کرد که خیال می کردم بهترین کادوی دنیا رو واسش خریدم و احساس غرور میکردم. بعدش بهمون عیدی می داد، به من و داداش و مامانم، روز اون بود ولی بهمون عیدی میداد چون بابا بود
بابا خیلی بزرگوار بود
 
شبا که می شد، می رفتم بالشم رو میذاشتم کنار بالشش، ولی سرم رو روی بالش نمیذاشتم، میذاشتم روی بازوی قویش و خودم رو می چسبوندم به بغلش و می گفتم بابا قصه بگو
شروع می کرد به قصه گفتن و من توی تاریکی اتاق، غرق رویاهام میشدم و کلمه هاش توی ذهنم تبدیل به رنگ و صدا می شد و من خودم رو توی قصه هاش می دیدم. ولی همیشه وسط قصه خوابش می برد، و من که نمی فهمیدم صبح تا شب کار کردن و دویدن برای گردوندن زندگی یعنی چی، اینقده تکونش می دادم و صداش می کردم تا بیدار شه و بقیه قصه رو واسم بگه
بابا خیلی مهربونه...
 
 بزرگتر که شدم بابا رفت سفر یه سفر خیلی دور دوره دور
 
 
وقتی می خواست بره، من کنارش بودم ، من بغض کرده بودم و اشکام میومد، ولی نمی خواستم بابا ناراحت بشه، واسه همین نمیذاشتم اشکام رو ببینه، ولی چشمای اشکیم از زیر نگاه پر
از محبتش گم نشده بود.
 
 
امشب به بچه هایی فکر می کنم که باباشون  مثل بابای من رفته پیش خدا، بچه هایی که باباشون از جبهه ها برنگشت، بچه هایی که باباشون پیششون نیست، بچه هایی که باباشون مریضه، بچه هایی که باباشون جانباز و شیمیاییه
امشب به باباهایی فکر می کنم که از توی بهشت مواظب و نگران بچه هاشونن، باباهایی که پاره تنشون رو از دست دادن، باباهایی که قلبشون از بهشت بزرگتره، ولی دستشون تنگه و شرمنده بچه هاشون هستن، باباهایی که امشب هم سر کارن و نمی تونن پیش بچه هاشون باشن
قلبم رو با خدا صاف می کنم و از ته قلبم برای همه باباها و همه بچه های دنیا دعا می کنم
دعا می کنم باباهایی که پیش خدا هستن و همچنین با بای خودم ، امشب و تا همیشه سر سفره لطف و محبت ابدی خدا بشینن و خدا مواظب بچه هاشون باشه
دعا می کنم خدا همه باباها رو پیش بچه هاشون برگردونه، با دل شاد و دست پر
دعا می کنم خدا نگهدار و حافظ همه باباهای دنیا، و همه بچه های دنیا، و باباهای شما، و بابای من  که دیگه پیشم نیست بردتش پیش خودش باشه
بابای خوبم، تو امید و پشت و پناه و عشق منی
دعا می کنم که دختر خوبت باشم
تا ابد دوستت دارم
روزت مبارک
_________________
 
شادی روی تو
ای دیده به دیدار تو شاد
باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست
تازه
عطر افشان
گلباران باد
 

بي تو ديو وحشت

هر زمان مي دردم

بي تو احساس من از زندگي بي بنياد

واندر اين دوره بيدادگريها هر دم

كاستن . كاهيدن . كاهش جانم . كم كم

 

 

پدر اي تنها بهانه زندگيم :

وقتي مي خوام ازت حرف بزنم قلمم عاجز مي شه

چون تنها بهانه زندگي ام هستي

آخرين بهانه وابستگي ام به اين دنيا بي ارزش ....

پدر تنها پشت و پناهم چگونه بر دستانت بوسه برنم و بگويم چقدر دوستت دارم ؟

وقتي از دنيا دلم مي گيره اشكهايم را برايت به ارمغان مي اورم مي دانم طاقتش را نداري

وقتي با دستان مردانه و پر مهرت اشكهايم را پاك مي كردی ارام ميگرفتم باورم مي شود هنوز كسي 

هست که..........

پدر پدر پدر نمي دانم چه بگويم چطور عشق و علاقه ام را ابراز كنم تنها بهانه ام ...

وقتي به رفتن فكر مي كنم بهانه اي مي شوي براي ماندنم !

 با اینکه نیستی اما خا طراتت همیشه در :

ذهنم جاویدان است و تحمل كردن اين دنياي لعنتي ...

هميشه برايم باش كه لحظه اي بي تو نمي مانم ...

دوستت دارم دارم ....دارم ...دارم ...به قدر جانم ...

هيچ كس نمي تواند علاقه ام را به تو درك كند.....

پدرم كوه صبرو گذشتم ....روزت مبارك با تمام وجودم بهت افتخار مي كنم

 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387 ساعت 15:7 توسط گل بانو |

td width="559" height="40" background="http://www.blogfa.com/layouts/bsky/index_17.gif">

بزرگترین چت روم ایرانیان در سایت بازارسیاه.کامbazarsiyah.com